تبلیغات
کلید دانش - نظریه M
کلید دانش

نظریه M

سه شنبه 13 تیر 1396

نوع مطلب :نجوم، 

امروزه ، اسرار مربوط به بعد چهارم ، به دلیلی کاملا متفاوت مجددا احیا شده اند ...

امروزه ، اسرار مربوط به بعد چهارم ، به دلیلی کاملا متفاوت مجددا احیا شده اند ؛ ظهور نظریه ی ریسمان ها و آخرین نسخه آن ، یعنی نظریه ی M از نظر تاریخی فیزیکدانان مصرانه با مفهوم فرافضا مقابله کرده اند . آن ها با تمسخر بیان می کنند که ابعاد بالاتر در حیطه ی فکری معتقدان به ماوراءالطبیعه قرار دارد . به این ترتیب دانشمندانی که به طور جدی وجود دنیا های نادیدنی را مطرح می کنند ، همواره مورد تمسخر واقع می شدند .

با ورود نظریه ی M ، این وظعیت تغییر کرد و مسئله ی ابعاد بالاتر ، در مرکز انقلاب عظیم فیزیک قرار گرفت . فیزیکدانان مجبورند با بزرگ ترین معمایی که علم فیزیک امروزه با آن دست و پنجه نرم می کند ، مواجه شوند ؛ یعنی شکاف موجود بین نسبیت عام و نظریه ی کوانتوم . این دو نظریه ، با هم ، شامل مجموع تمام دانش فیزیکی جهان ، در سطح بنیادی آن هستند . در حال حاضر تنها نظریه ی M قادر است این دو نظریه در ظاهر متناقض و بزرگ را به یک مجموع یکپارچه تبدیل ساخته ف رویای «نظریه ی همه چیز» را محقق کند . از بین تمام نظریه هایی که در قرن گذشته ارائه شده اند ، تنها نظریه ای که از نظر اینشتین قابلیت «خواندن ذهن خدا» را دارد ، نظریه ی M است .

می توان گفت تنها در فرافضا ی ده یا یازده بعدی ، به انداره ی کافی فضای خالی برای یکپارچه کردن تمام نیروهای طبیعت در یک نظریه ی زیبا و شکیل داریم . چنین نظریه شگفت آوری قادر خواهد بود به سوالات همیشگی ما پاسخ دهد : قبل از آغاز جهان ، چه اتفاقی افتاده است ؟ آیا می توان زمان را معکوس کرد ؟ آیا بعدگذرها می توانند ما را در جهان جابه جا کنند ؟ ( اگرچه منتقدین به درستی بیان می کنند که در مورد آزمایش قرار دادن این نظریه ، بسیار فراتر از قابلیت های آزمایشگاهی حال حاضر ما است ، با این حال هم اکنون برخی آزمایش ها در حال طرح و برنامه ریزی هستند که ممکن است ، این وضعیت را تغییر دهد . )

در طول پنجاه سال گذشته ، تمام تلاش ها برای ایجاد یک توصیف کاملا یکپارچه از جهان ، به شکست منتهی شده است . از نظر مفهومی درک این مسئله آسان است . نسبیت عام و نظریه ی کوانتوم از هر نظر شدیدا با هم در تضاد هستند . نسبیت عام نظریه ای است برای اجرام بزرگ : سیاه چاله ها ، انفجار های بزرگ ، اختروش ها و جهان در حال انبساط .

این نظریه بر اساس ریاضیات صفحات هموار بنا شده است ؛ مثل ملحفه تخت یا تور آکروبات . از طرف دیگر ، نظریه ی کوانتوم کاملا در نقطه ی مقابل قرار دارد . این نظریه ، توصیف کننده جهان اجرام بسیار کوچک است : اتم ها ، پروتون ها ، نوترون ها و کوارک ها . اساس نظریه ی کوانتوم وجود بسته های مجزایی از انرژی به نام کوانتوم است . برخلاف نسبیت ، نظریه ی کوانتوم بیان می کند که تنها احتمال رویداد ها را می توان محاسبه کرد . بنابراین هیچ گاه نمی توانیم با اطمینان مکان دقیق یک الکترون را بدانیم . این دو نظریه بر مبنای ریاضیات متفاوت ، فرضیات متفاوت ، اصول فیزیکی متفاوت و در قلمرو های متفاوتی بنا شده اند . عجیب نیست که تمام تلاش ها برای یکپارچه کردن آن ها بی نتیجه مانده است .

غول های فیزیک ، مثل اروین شرودینگر ، ورنر هایزنبرگ ، ولفگانگ پائولی ، و آرتور ادینگتون ، کسانی که دنباله روی اینشتین بوده اند ، همگی دستی بر نظریه میدان یکپارچه زده اند و البته همه شکست خورده اند . در سال 1928 ، اینشتین با ارائه ی نسخه زود هنگام نظریه ی خود برای همه چیز ، باعث ایجاد توفانی در رسانه ها گردید . مجله ی نیویورک تایمز حتی بخش هایی از این مقاله را ، حاوی معادلات او ، منتشر کرد . بیش از صد ها خبرنگار اطراف خانه ی او ازدحام کردند . ادینگتون از انگلستان برای اینشتین نوشت :«شاید برایتان جالب باشد بدانید یکی از فروشگاه های بزرگ ما در لندن مقاله ی شما را روی شیشه ی خود نصب کرده است (هر شش صفحه را در کنار هم)؛ به گونه ای که عابرین پیاده بتوانند آن را کامل بخوانند . جالب اینجاست که جمعیت زیادی برای خواندن آن جمع می شوند .»

در سال 1946 ، اروین شرودینگر نیز خود را درگیر این مسئله کرد و آنچه را گمان می کرد همان نظریه افسانه ای میدان یکپارچه باشد ، مطرح کرد . به دلیل عجله ی زیاد ، شرودینگر در زمان خود کار تقریبا نا متعارفی را انجام داد (که امروزه زیاد نا متعارف نیست) : او کنفرانس خبری را ترتیب داد که حتی نخست وزیر ایرلند ، ایمون دی والرا ، برای گوش دادن به صحبت های شرودینگر ، در جلسه حضور پیدا کرد . زمانی که از او پرسیده شد تا چه حد اطمینان دارد که توانسته است سرانجام نظریه ی میدان یکپارچه را بیابد ، پاسخ داد :«من ایمان دارم که درست می گویم . اگر اشتباه می کردم باید شبیه یک دلقک زشت می بودم .» سرانجام نیویورک تایمز از این کنفرانس خبری مطلع شد و نسخه چاپ شده آن را به اینشتین  و دیگران ، برای دریافت اظهار نظر های شان ، ارسال کرد . متاسفانه اینشتین دریافت که شرودینگر نظریه ای قدیمی را که اینشتین سال ها پیش مطرح کرده و رد شده بود ، مجددا کشف کرده است . اینشتین در پاسخ خود مودبانه برخورد کرد ، اما عکس العمل شرودینگر اهانت آمیز بود .

در سال 1958 ، فیزیکدانی به نام ژرمی برنشتین ، در یک سخنرانی در دانشگاه کلمبیا شرکت کرد . در این گردهمایی ، ولفگانگ پائولی نسخه خود را از نظریه میدان یکپارچه ، که آن را با کمک ورنر هایزنبرگ تهیه کرده بود ، مطرح کرد . نیلز بور که در جمع مخاطبین قرار داشت ، متقاعد نشد . بالاخره بور بلند شد و گفت :«ما در این طرف ، متقاعد شدیم که نظریه ی شما احمقانه است . اما آن چیزی که ما را از هم متمایز می سازد این است که آیا نظریه ی شما به اندازه کافی احمقانه است یا نه .»

پائولی سریعا منظور بور را فهمید . اینکه نظریه ی هایزنبرگ-پائولی بسیار سنتی تر و معمولی تر از آن بود که بتواند نظریه ی میدان یکپارچه باشد . «خواندن ذهن خدا» به معنی ارائه ی ریاضیات و ایده هایی است که از ریشه متفاوت باشتد .

بسیاری از فیزیکدانان متقاعد شده اند که در پس هر چیز ، نظریه ای ساده ، زیبا و قاطع وجود دارد که با این حال به اندازه کافی بی معنی و احمقانه هست که به نظر صحیح نیاید . جان ویلر از پرینستون ، اشاره می کند که در قرن نوزدهم توصیف تنوع بی کران حیات بر روی زمین به طور نومید کننده ای غیر ممکن به نظر می رسید . اما بعد چارلز داروین نظریه انتخاب طبیعی را مطرخ کرد ؛ نظریه مستقلی که ساختاری را برای توضیح منشاء و گوناگونی تمام حیات بر روی زمین ارائه می کرد .

استیون واینبرگ ، دارنده ی جایزه ی نوبل ، از مثال متفاوتی استفاده می کند . پس از کریستف کلمب ، نقشه های به دست آمده از سفر جسورانه ی او و همراهانش نشان می دادند که باید «قطب شمالی» وجود داشته باشد ، ولی دلیل محکمی برای این ادعا وجود نداشت . به این دلیل که نقشه های موجود از کره ی زمین همه دارای شکاف بزرگی بودند که گمان می رفت باید در آن قطب شمال وجود داشته باشد ، اگرچه جستجوگران اولیه هرگز چنین چیزی را ندیده بودند ، اما فرض کردند که قطب شمال وجود دارد . به طور مشابه فیزیکدانان امروزی ، مثل جستجو گران اولیه ، شواهد غیرمستقیم زیادی را دال بر وجود نظریه ی همه چیز یافته اند ؛ اگرچه در حال حاضر هیچ توافق عمومی بر روی اینکه این نظریه چیست ، وجود ندارد . 


منبع : جهان های موازی نوشته ی میچیو کاکو


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
    در چه باره ای مطلب بنویسم ؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها